+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط امیر عسکری
|
<>

اين روزها از لحاظ دروني و فكري حالم گرفته است، اصلا حوصله ندارم پس:
1.اين ملت به هيچ چيز جز عشقهاي تخيلي خود فكر نمي كنند؟هر چي ترانه كه مي شنوي در مورد عشقه و اغلب شكست عشقي.اين ملت عقده اي چيزي دارند؟با تو هم هستما،محسن چاووشي با خودتم!
2.اين جاي لعنتي چرا چهار تا آدم سرحال نداره؟هر كي رو نگاه مي كني يا بي حوصله است يا دلزده!بابا اين چه وضعيه؟هوي شما كه اداي آدمهاي سرحال رو در مياريد، شما كه ديگه واقعا افتضاحيد،الكي مي خنديد و شوخي هاي بدون محتوا مي كنيد.شبيه جسدهايي هستيد كه بدون روح به راه افتاده اند.
3.حالا گير به خودم:پ چته؟قبلا اخلاقت با همه خيلي بهتر بود.بيشتر حوصلشونو داشتي.بيشتر به روشهاي ديگران احترام مي گذاشتي.بيشتر ديگران رو همونطور كه هستند مي پذيرفتي.قبلا بيشتر در فضاي زيبايي ِ زندگي و شاعرانگي زندگي مي كردي.اين روزها بدجور افتادي به جاده خاكي!خودت رو جمع و جور كن.مهربون باش،احترام بزار،خيلي خيلي فروتن باش.
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط امير عسكري
|
<>

عموما وقتي يك پسر در عشقش ترديد دارد يعني جمالات معشوقش جادويش كرده است ولي مي داند كه ادامه دادن اين رابطه به يك چيزهايي در زندگي اش گند مي زند.در نهايت هم تسليم عشقش خواهد شد و دو پايي توي گندها شيرجه مي زند.اما وقتي يك دختر در عشقش ترديد دارد يعني اينكه چيزهاي مثبتي در طرف مي بيند اما مي داند اين رابطه مزاياي كافي را براي او ندارد و در نهايت بدون ترديد و تزلزل طرف را رها مي كند و به دنبال مزاياي مورد نظرش مي رود.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط امیر عسکری
|
<>

این چند روزه چند فیلم باحال دیده ام.
1. این فیلم "مالکو ویچ بودن" عجب فیلمی است.از آن فیلمهایی که سه بار باید ببینی و آخرش هم بگویی:"لامصب عالی بود!هیچی نفهمیدم!"شوخی کردم از لحاظ معنایی و پیرنگ پیچیده است اما می شود بوی معانی پشت سر آن را حس کرد.سه جایزه اسکار گرفته است.
2.فیلم "عشق سگی" از آن فیلمهایی است که وقتی می بینی می گویی "از کنار هم می گذریم"* .آدمهای این فیلم با نخ باریکی به هم وصل هستند و در عین حال از همه بی خبرند.دنیای کاملی را ترسیم می کند که ناراحت نمی شویم از آن همه جنایت زیرا در هر کدام می بینیم که چه کرده اند که آن بلا به سرشان آمده.
3."شکستن و وارد شدن".فیلمی با حضور پینوش و هنرمندی او.فرصت این را داشت که ستاره باشد و خوب از پسش بر آمد.این زنها عجب آدمهای متمرکز روی هدفی هستند و این مردها چقدر کودک هستند گاهی(اغلب).
* عنوان فیلمی از ایرج کریمی.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط امير عسكري
|
<>

اينكه تنها زندگي كني و هميشه وقتت براي خودت باشد ، كارهايي كه دوست داري انجام دهي،لذت مدام از كتاب خواندن وفيلم ديدن و رفقا و ولگردي ببري مثل اين است كه در يك عروسي (پارتي) مدام هستي.كي جرات دارد بگويد بد است و چه كسي است كه اين همه خوشي ِ مدام، دلش را نزند؟پس در يك كلام افتضاح است،شت گيجه اي است براي خودش.بگويي بد است مي گويند ناشكر است و بگويي هميشه خوب است دروغ گفته اي.و اينجاست كه آدمها تصميم ميگيرند خودشان در دردسر بياندازند و عيالي دست و پا كنند.اينطوري آدم دست کم مي داند وضعيت زندگي اش چطوري است.
+
نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 6 قبل از ظهر توسط امير عسكري
|
<>
اين مسنجر و تلفن همراه عجب وسائل خطرناكي هستند براي روابط عاشقانه.بابا قبلا دو نفر عاشق همديگه بودند.روزي،هفته اي يك ساعت با هم بودند وباقيش هم دنبال زندگيشون بودند!ولي الان چي؟هي يكي از اون يكي مي پرسه اگه عاشقم هستي چرا اين تلفن همراه كوفتيت رو جواب نمي دي يا يه تماس كوچولو باهام نميگيري؟اگه تماس نميگيري يعني عاشقم نيستي واگه عاشقم نيستي چرا ما با هميم؟از اون ور اگه عاشق تلفن همراه داشته باشه مدام كرم اينو داره كه يه اس ام اس به معشوق بده و اظهار عشق كنه يا نكته اي بگه،واضح است كه از توي اظهار عشق اس ام اسي چيز درستي در نمياد.از اون طرف آدم ميره توي اينترنت به كارهاش برسه مي بينه معشوق اون لاينه و چراغ مسنجرش روشنه.سلام كني كه از كارهات مي موني،سلام نكني كه ميگن حتما عاشق نيستي!حالا در مورد عشق گفتيم،در مورد دوستي ها هم همينه.
پي نوشت:هميشه و از قديم خودم رو متهم مي كردم به كلي گويي و شعار دادن زيادي.شايد ذهنم كاركرد اينطوري داشته باشه.دوست ندارم اينطوري باشم.مي خوام با اصلاحش در اينجا شروع كنم.
+
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط امیر عسکری
|
<>