
در دیده بجای خواب آبست مرا
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
زیرا که به دیدنت شتابست مرا
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
گویند بخواب تا که به خوابش بینی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای بیخبران چه وقت خواب است مرا
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای لاله تو همرنگ رخ یار منی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای غنچه تو چون دهان یار منی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
ای ماه اگر مثل شکر خنده کنی
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
گویند که نگار شکر گفتار منی
بلبل به سر چشمه به چکار آمدهای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
یا تشنه شدهای یا به شکار آمدهای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
نی تشنه شدی نی به شکار آمدهای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
دیوانه شدهای دیدن یار آمدهای
یا مولا دلم تنگ اومده ….. شیشهء دلم آی خدا زیر سنگ اومده
پی نوشت:کاش یادم می آمد این ترانه با کدام صدای زنانه و قدیمی شنیده ام یا کجا می توانم پیدایش کنم؟چند روز است ته ذهنم صدایش را می شنوم و دلم را شبی که ماه کاملش پشت ابر است می گیرد.
اولین برنامه همگانی ام را برای ویندوز موبایل نوشته ام.همه ما دوست داریم بدانیم کالایی که می خریم ساخت چه کشوری است.خیلی وقتها پیدا کردن این اطلاع روی کالا مشکل است یا اصلا وجود ندارد ولی معمولا به راحتی بارکد کالا قابل دیده شدن است.این برنامه از روی بارکد به شما می گوید سازنده کالا چه کشوری است.
هدف برنامه:با وارد کردن سه رقم اول بارکد درج شده روی کالا سازنده واقعی کالا را کشف کنید.
محیط اجرایی:ویندوز موبایل 2003 به بالا (WM5,WM6)
الزامات:Compact Framwork 2.0(ویندوز موبایل 6.1 به صورت پیش فرض دارا می باشد)
طریقه نصب:آن را روی گوشی خود کپی کنید و آن را اجرا کنید.فرایند نصب استاندارد نرم افزار روی ویندوز موبایل آغاز می شود.
Subject:Windwos Mobile
می خوام از تمام خانمها و دخترهایی که اینجا رو می خونن بخوام این مطلب(http://niloofarhb.persianblog.ir/post/839) رو بخونن و اگه نفهمیدند و یا کمی گنگ بود دوباره بخونن.به نظرم باید هزار بار خونده باشه،باید به تک تک کلمه هاش فکر کرد.مدتهاست که به نگاه زنان ایرانی به جهان دقت می کنم ولی هنوز در این زمینه نمی تونم و نمی خوام حرفی بزنم(متخصص این موضوع هم نیستم) ولی این مطلب عجب دریچه طلایی داره.
پی نوشت:به عمق شخصیتهای "درباره الی" باز هم باید دقت کرد.

* میگما قبل از انتخابات ماها راجع به چی حرف می زدیم؟ چیکارا می کردیم؟ چطور زندگی می کردیم؟ من چرا هیچی یادم نمیاد؟!
http://zahra-hb.com/1388/03/temporary-amnesia/
درخواست طلاق به خاطر آرامش شوهر
گروه حوادث؛ زني به خاطر آنکه شوهرش مرد آرامي است و هيچ گاه عصباني نمي شود به دادگاه خانواده رفت و خواستار جدايي از او شد.
به گزارش خبرنگار ما اين زن که رعنا نام دارد و هشت سال از زندگي مشترکش با شوهرش بيژن مي گذرد پس از آنکه از آرامش همسرش به تنگ آمد صبح ديروز همراه با وي به دادگاه خانواده رفت تا به زندگي با او پايان دهد. رعنا به قاضي دادگاه گفت؛ من و بيژن سال ها قبل هم دانشگاهي بوديم و چند مرتبه در پروژه هاي درسي با هم همکاري کرديم و بعد از مدتي به يکديگر علاقه مند شديم و ازدواج کرديم. بيژن مرد آرام و متيني بود طوري که بسياري از دوستان و آشنايان مان حسرت زندگي آرام ما را مي خوردند. هر وقت مشکلي در زندگي مان پيش مي آمد او در کمال آرامش با تدبير خاصي مشکلات را حل مي کرد. رفتار او در هر موقعيتي تغيير نمي کرد اما به تدريج فهميدم خونسردي او به اين خاطر است که وي مرد بي تفاوتي است و به مسائل زندگي مان اهميت نمي دهد. هر وقت که با هم بحث مي کرديم هيچ رفتار تندي نداشت. حتي اگر من به او پرخاش مي کردم باز هم خونسردي اش را حفظ مي کرد و جوابم را نمي داد. بيژن هميشه لبخند بر لب داشت و هيچ چيز نمي توانست او را عصبي کند. در مدت هشت سال زندگي مشترک مان آرزوي اينکه شوهرم يک حرف تند به من بزند يا يک برخورد عصبي و خشن داشته باشد به دلم ماند. بيژن بيش از حد خونسرد است و به رغم علاقه يي که به او دارم ديگر نمي توانم با وي زندگي کنم.
http://www.etemaad.ir/Released/88-02-19/97.htm#144042
در حاشيه دادگاه يک داستان نويس و توضيح مدير اداره کتاب درباره درج تصوير شاعر روي جلد
انتخابات و خواست هاي صنفي
امير حسين خورشيد فر
در يک ماه گذشته دو خبر حوزه ادبيات دهان به دهان چرخيد و در رسانه هاي مختلف بازتاب داشت و ظاهراً به سرانجام رسيد؛ اولي ماجراي شکايت ايران خودرو از پدرام رضايي زاده داستان نويس بود که در مجموعه اش «مرگ بازي» اتومبيل ساخته اين کارخانه آتش مي گيرد و به زعم مديران کارخانه ايران خودرو اين مورد مصداق دقيق نشر اکاذيب و عامل مرگ و مير معرفي کردن محصولات اين شرکت است. اين پرونده باور نکردني بازتاب گسترده يي در سايت هاي اينترنتي و روزنامه ها داشت به ويژه از آن رو که همه را به ياد مشکل مشابه يعقوب يادعلي انداخت. خوشبختانه در آخرين جلسه دادگاه ايران خودرو از شکايت خود صرف نظر کرد مشروط بر اينکه در چاپ هاي بعدي کتاب پانويسي به آن اضافه شود ( که در چاپ سوم شده ) به اين مضمون که مشکل اتومبيل هاي ساخت شرکت ايران خودرو بعد از سال 84 حل شده و خطر آتش سوزي هيچ کس را تهديد نمي کند.
![]()
1.خود را نگه دارید:تمام انرژی و انگیزه خود را در مرحله اول به نمایش نگذارید.همیشه در شروع کار فکر می کنیم می توانیم تمام راه را در یک مرحله برویم ولی بهتر است انرژی خود را تقسیم کنید مثلا اگر قرار است 3 کیلو متر بدوید از ابتدا نگویید می توانم 3 کیلو متر بدوم.دفعه اول یک کیلو متر بدوید و اشتیاق خود را برای مرحله بعد نگه دارید و در مراحل بعد گام به گام به هدف خود نزدیک تر شوید.
2.فقط شروع کنید:گاهی به این فکر می کنیم که انجام یک کار چه مراحل یا سختی هایی دارد،به این فکر می کنیم که آیا بودجه این کار را داریم یا مشکلات دیگر.گاهی لازم است فقط شروع به انجام کار کنید.مثلا فقط از خانه بیرون بیایید و در را پشت سر خود ببنید.وقتی روی کاناپه نشسته اید و به سختی دویدن فکر می کنید ممکن است هیچ وقت شروع نکنید به دویدن.
3.مسئول باشید.جایی مثل یک وبلاگ یا چت روم را در نظر بگیرید و خود را ملزم کنید که گزارش کار خود را به گروهی از آدمها بدهید.
4.افکار منفی را دور بیاندازید و مثبت فکر کنید:این موضوع با تمرین هر روزه به دست می آید.در چند روز اول افکار منفی را شناسایی کنید و در روزهای بعد این افکار را مانند یک خطا در ذهن دور بیاندازید ودر گام بعدی جملات مثبت را جایگزین کنید.هر روز تمرین کنید!!!
5.در مورد مزایای کاری که می خواهید انجام دهید فکر کنید.
6.هیجان را برگردانید:به این فکر کنید چرا این روزها هیجان ندارید؟چرا روزهای اول هیجان داشتید؟آیا می توانید دلائل هیجان را احیا کنید؟
7.در مورد هدفتان مطالعه کنید:یک وبلاگ یا کتاب در مورد هدف خودتان بخوانید.
8.دوستان همفکر خود پیدا کنید.
9.داستانهای الهام بخش بخوانید:خواندن سرگذشت آدمهایی که به هدفی که شما می خواهید رسیده اند به شما انرژی می دهد.
10.قدم بعدی را روی شادی از دست یافتن به قدم قبلی پایه گذاری کنید:برای هر قدمی که در مسیر هدف خود بر می دارید لحظه ای توقف کنید و برای رسیدن به آن جشن بگیرید و شادی کنید.
11.در بی انگیزگی فقط مسیر را ادامه دهید:انگیزه چیز ثابتی نیست.می آید و می رود.دوباره می آید و دوباره می رود.وقتی انگیزتان رفته است نگران نباشید.روشهای گفته شده را دنبال کنید و منتظر بازگشت آن باشید.سعی کنید سرعت ثابت خود را در دستیابی به هدف حفظ کنید.
12.کمک بگیرید.از شبکه های حمایتی و افراد وارد در دستیابی به هدف خود کمک بگیرید.
13.نمودار حرکت خود را ثبت کنید:این کار می تواند در یک دفتر یادداشت یا یک وبلاگ یا در یک صفحه گسترده اکسل باشد.این کار مسیر حرکت شما از ابتدا تا کنون را نشانتان می دهد.
14.برای هر مرحله از موفقیت به خود جایزه دهید.
15.برای دست یابی به هدفهای کوچک تلاش کنید:گاهی یک هدف آنقدر بزرگ است که دستیابی به آن غیر ممکن به نظر می رسد.آن را به هدفهای کوچک تقسیم کنید و سعی کنید به آنها دست یابید.
16.یک مربی بگیرید یا به کلاس بروید.
17.دو روز را در یک سطح طی نکنید:اینکه یک روز نتوانید در مسیر خود گام بردارید ممکن است پیش آید ولی اینکه دو روز پشت سر هم این اتفاق بیوفتد خطرناک است.به خودتان اجازه ندهید این اتفاق بیافتد.
18.تصویر سازی را به کار برید:موفقیت خود را با تمام جزییاتش تصویر سازی کنید.
19.به دلائل متوقف شدن خود آگاه شوید و بر آنها غلبه کنید:اغلب ما دلائلی داریم که حرکت در راه هدف را متوقف کنیم.اغلب این دلائل ناخود آگاه هستند.آنها را شناسایی کنید وسعی کنید جوابی قانع کننده به آنها دهید.
20.لذت را پیدا کنید:هیچ کس نمی تواند کاری که برایش نامطلوب است را برای مدت طولانی انجام دهد.نمی شود ماهها منتظر شد تا زمان رسیدن به هدفها و گرفتن جایزه فرا برسد.باید لذتهای های کوچک و هر روزه کشف کنید و از آنها لذت ببرید.
این متن ترجمه ای آزاد است از http://www.wikihow.com/Sustain-Motivation-when-You're-Struggling
1.راستش گاهی داخل یک گودال بزرگ از زمان می افتم و از خودم می پرسم "من وقتی کوچک بودم" چطوری به "من الان" وصل شد.نمی دانم!شاید این وسطها چند پله را گم کرده ام.
2.خودم را به یاد می آورم که با شلوارک زرد و پیراهن سفید نازک توی خیابانهای محله قدیمی مان راه می رفتم و داد می زدم "بدو بدو خنجر باری!" تابستان بود و مدرسه ها تعطیل.کلاس دوم ابتدایی بودم.بخشی از وقت خود را با فروختن شیرینی توی کوچه های اطراف خانه به بچه های هم سن می گذراندیم.
3.خودم را به یاد می آورم که با پروانه خواهرم توی حیاط بدمینتون یا فوتبال بازی می کنیم.من دبیرستان بودم و او راهنمایی.ما بیشتر زمان فراغت خود را با هم می گذرانیم و بیشتر توی حیاط.من از محیط های پسرانه ای و کوچه ای دور ماندم.
4.خودم را به یاد می آورم که اضطراب کنکور داشت خفه ام می کرد و یک روز بعد از سالها اشکم از اضطراب زیاد سرازیر شد.مادرم بردم یک گوشه و ازم پرسید چه شده؟گفتم نگرانم کنکور قبول نشوم.گفت نگران نباش هر جور بشه اشکالی نداره.و دلهره من از آستانه گریه کردن پایین تر آمد.روزهای سخت آن دوره گذشتند.الان پروانه بچه دارد.من سالهاست عمیقا گریه نکرده ام.
5.یک چیز ساده هست.وقتی روی لبه اکنون ایستاده ای همه تاریخ گذشته ات مثل سطح یک دو بعدی و فشرده شده به نظرت می آید.شاید برای همین است که حس می کنم الان چقدر نسبت به گذشته خالی ام.
6.گاهی از این می ترسم که تجربیاتم از من چه ساخته اند.همه تجربیات سخت و آسان داشته اند و من هم.به این فکر می کنم چقدر هولناک است اگر این درست باشد که تجربیات تلخِ جدا شدن از انسانهایی که دوستشان داشته ام امروز از من آدمی ساخته است که در مقابل جدا شدن و دور شدن از انسانهایی که دوستشان دارم فقط می ایستم و نگاه می کنم.گرچه کاری برای نرفتن آنها نمی شود کرد ولی اینطور ساکت ایستادن و بدون احساس به نظر رسیدن هم هولناک است.یاد بیگانه آلبر کامو می افتم.
7.اینکه آدمهایی را دوست دارم و فقط با این دوست داشتن زندگی می کنم و تلاشی برای به دست آوردنشان و یا نزدیک نگه داشتنشان نمی کنم.فکر می کنم هیچ آدمی مال دیگری نخواهد بود،ما فقط کنار هم هستیم یا نیستیم.و عمر تمام می شود.
*رومان گاری
روز معلم طبق برنامه هرسال برای معلمهایم کادو می بردم. معمولا هم دو کتاب علمی که بابا برایم تهیه اش می کردند، را کادوپیچ می کردم و می بردم.
اما تنها یک سال روز معلم به یادم ماند. روزی که من برای معلم جغرافیمان یک کتابی که الان اسمش هم یادم نیست، کادو بردم. آن هم معلمی که مطمئن بودم بچهها دوستش ندارند و برایش کادو نمیخرند. نمی دانم از روی ترحم بود یا اینکه واقعا دوستش داشتم، یادم که نمیآید. اما یادمه برایشان خریدم و در کاغد کادوی خوشگلی پیچیدمش و بردم.
سال بعد روی 13 آبان بی خبر از همهجا همان معلم آمد دم درب کلاسم وبا انگشتش به من اشاره کرد که یعنی بیا بیرون!
هنوز دبیر مان نیامده بود. آمدم بیرون. دستم رو گرفت و من رو برد به طرف حیاط مدرسه.
بعد از زیر مقنعهاش یک کادویی را که قایم کرده بود، دو دستی به طرفم گرفت. بعد همانطور که من رو می بوسید، گفت:" کسی نفهمه به تو دادم ها. خواستم روز دانش آموز را بهت تبریک بگم... ."
باورم نمی شد که یک سال صبر کرده باشد تا روز دانش آموز برسد.
کتاب آشپزی بود که بعدها وقتی ازدواج کردم خیلی به کارم آمد. چقدر یادش میکردم وقتی دستپختم خوشمزه میشد.
شنیدید که می گویند جواب سلام را نیکوتر بدهید؟
این کار خانم معلمم تا ابد ملکهی ذهنم شد. ممنونم خانم معلم عزیزم...
http://feedproxy.google.com/~r/madarestan/~3/qGlHdFx2oLU/blog-post_02.html
نگاهي به 10 فناوري برتر روز
سبک تازه زندگي
گروهي از متخصصان انجمن علوم انگلستان در هفته ملي علوم و مهندسي نام 10 ابداع را به ليست ابداعاتي که جهان را متحول کرده اند، افزودند. به گزارش مهر، اين ليست 10 موردي شامل ابداعاتي مي شود که توسط دانشمندان در سرتاسر جهان ارائه شده و تاثير قابل توجهي روي نحوه زندگي بشر يا تحقيقات علمي داشته است.
تکنولوژي جي پي اس
تکنولوژي جي پي اس اولين نام در اين فهرست است. سيستم جي پي اس در ابتدا به عنوان سيستم موقعيت ياب توسط وزارت دفاع ايالات متحده امريکا در سال 1978 ابداع شد، اما به تدريج و از سال 1980 در دسترس و استفاده عموم قرار گرفت و تا سال 1994 تعداد 24 ماهواره به منظور پوشش جهاني اين سيستم در مدار زمين قرار گرفت. هم اکنون سيستم موقعيت ياب جهاني يا جي پي اس را مي توان در ميان بسياري از تجهيزات روزانه مورد استفاده مردم از جمله اتومبيل ها مشاهده کرد.
واکمن سوني
واکمن سوني به عنوان اولين تکنولوژي قابل حمل در جهان در سال 1979 در ژاپن ارائه شد و به سرعت به يکي از محبوب ترين تکنولوژي هاي روز در آن زمان تبديل شد. اين سيستم صوتي با تغيير رفتارهاي شنيداري مردم جامعه در دهه 1980 به يکي از تجهيزات محبوب در ورزش از جمله پياده روي تبديل شد.
بارکد
بارکد، اين خطوط خسته کننده سفيد و سياه را اکنون روي هر محصولي در فروشگاه هاي مختلف مي توان يافت. فرم ابتدايي بارکد در سال 1949 توسط «نورمن وودلند» به وجود آمد. وي با کمک تلفيق ايده هايي از ميان فيلم هاي سينمايي و حروف مورس شيوه يي را براي سرعت بخشيدن به وارسي فروشگاه ها ابداع کرد. امروزه فروشگاه ها به واسطه مجهز بودن کالاها به بارکد مي توانند با استفاده از تابش سريع ليزر به سرعت به اطلاعاتي مانند جزئيات محصول، قيمت و ميزان موجودي کالا در انبار دسترسي پيدا کنند.
TV Dinners
غذاهاي فوري در واقع از دهه 1970 وارد بازار مصرف شد و شيوه و رفتار تغذيه در خانواده ها را تغيير داد. غذاهاي آماده TV Dinners به تدريج خانواده هاي سنتي را در سرتاسر جهان از سر ميزهاي غذا پراکنده ساخته و صرف غذا روي مبل هاي راحتي در برابر تلويزيون به شيوه يي متداول در ميان خانواده ها تبديل شد.
پلي استيشن
پلي استيشن براي اولين بار در سال 1994 توسط بخش سرگرمي شرکت سوني ارائه شد که گسترش آن در ميان طرفداران بازي هاي ويدئويي، اين بازي ها را به سرعت از سرگرمي مخصوص کودکان به بازي محبوب در ميان اقشار مختلف اجتماع تبديل شد.
سايت هاي اجتماعي
روزانه بيش از سه ميليارد دقيقه توسط کاربران سايت فيس بوک در پاي رايانه ها صرف مي شود. ارائه اين نوع از سايت هاي اجتماعي به طور کلي شيوه ارتباط کاربران رايانه يي را با يکديگرتغيير داده است.
پيام نوشتاري
پيام هاي نوشتاري براي اولين بار در سال 1989 از يک گوشي تلفن همراه موتورولا ارسال شد و از آن سال به بعد ارسال اين نوع از پيام ها با رشدي فزاينده در ميان کاربران تلفن همراه مواجه شد. در عين حال ارائه اين تکنولوژي فرهنگ لغات جديد و منحصر به فردي را در زبان هاي مختلف به وجود آورده است که توانايي درک آن براي افرادي که از اين سيستم استفاده نمي کنند، کاملاً غيرممکن خواهد بود.
پول الکترونيک
کارت هاي اعتباري از زمان ابداع تاکنون در ميان بسياري از جوامع گسترش يافته است که امروزه استفاده از آن نيازمند دسترسي به شبکه اينترنت است. با اين وجود، کارت هاي اعتباري با تسهيل در تعاملات اقتصادي، افزايش ايمني سرمايه و ايجاد امکان انتقال ايمن پول به هر نقطه از جهان تحولي بزرگ را در سيستم اقتصاد جهان ايجاد کرده است.
مايکروويو
تابش هاي الکترومغناطيسي با دامنه طول موج ميان يک ميلي متر و يک متر هستند که استفاده بسياري در تجهيزات قابل حمل و همچنين تجهيزات مخابراتي پيدا کرده اند. احتمال وجود اين امواج در سال 1864 توسط دانشمندي به نام «جيمز مکسول» مطرح شد و در سال 1888 «هنريش هرتز» براي اولين بار وجود اين امواج را به اثبات رساند. امروزه امواج مايکروويو در ساخت تلفن هاي همراه، اينترنت وايرلس و تلويزيون هاي ماهواره يي استفاده فراواني يافته است. امواج مايکروويو در عين حال سيستم جديدي را به منظور سرعت بخشيدن به آشپزي ارائه کرده و در توليد سلاح هاي حرارتي نيز استفاده مي شود.
ترينر
کفش هاي ترينر از سال 1892 که شرکت کفش سازي گودير براي اولين بار با شيوه يي جديد از لايه هاي لاستيکي در توليد کفش استفاده کرد، توانست شيوه لباس پوشيدن در افراد جامعه را نيز تغيير دهد. اين کفش ها با حمايت ستاره هاي ورزشي به تدريج از يک کفش ساده ورزشي به شيوه يي جديد از پوشش در ميان جوامع تبديل شد.

امشب به این فکر می کردم:
عجب تکلفی در دختر بودن هست! از چیزهای مخصوصی که می پوشند گرفته تا اتفاقاتی که هر ماه می افتد، حدود و محدودیتهایی که باید رعایت کنند، محاسباتی که در رابطه هاشان باید در نظر بگیرند، احساساتی که اغلبشان در گیر آن هستند. والله حق دارند اگر کلا شاکی باشند یا کمی خسته یا شاید گیج!
1.شاید یک روزی بود که میشد فکر کرد "به ما چه کی توی انتخابات در میاد؟هر کی باشه زیاد فرقی نمی کنه!" خب شاید این روزها کمتر کسی باشه با دیدن این استثنای نورانی بخواد اینطوری فکر کنه.راستش من فکر می کنم اگه از استثناهای چنین نورانی بگذریم این فکر درست خواهد بود که واقعا خیلی زیاد فرقی نمی کنه، چون آنچه انجام میشه اصولا بیشتر تحت تاثیر جبر زمانه و سیستم حاکم قرار داره که فراتر از یک لایه و دو لایه تغییره.حرفهای انتخاباتی رو تا حد کنترل شده ای می شنوم و دوست دارم از استثناهای نورانی رها بشیم،در سیستم جاری امید بیشتری ندارم.
2.برام جالب بود که آقای کروبی دفعه قبل انتخابات توسط دکتر سروش حمایت شد و دکتر برای ایشان مقاله مفصلی در باب پایه های تئوریک حمایت از کروبی!!! نوشت.در دور جدید خبری از دکتر سروش نیست فقط کروبی با ساسی مانکن دیدار کرده.خلاقیت و رو به جلو بودن آقای کروبی واقعا ستودنی است.
3.بی ربط 1:برایم جالب است می شنوم مردم عاشق شخصیتهای سریالهای تلوزیونی می شوند.با مزه است.با توجه به طول بسیار زیاد بعضی از این سریالها از آنها هم مثل زن و شوهر خود خسته نمی شوند؟یاد یکی از دوستان بسیار بسیار عزیز دانشگاهم افتادم که شیفته لونا شاد(صدای آمریکا)بود.
4.بی ربط 2:به یکی از دوستانم قول داده بودم بنویسم که نظرم در مورد عشق یک طرفه چیست؟راستش قبلا فکر می کردم نباید اتفاق بیافتد،فکر می کردم نشانه خوب ارتباط برقرار نکردن با طرف است.این روزها حس ویژه ای به آن دارم.دوستش دارم،برایم مثل یک کودک خجالتی دوست داشتنی است.به نظرم زیبا و انسانی است.دوستم می گفت گدایی محبت است.به نظر من دیدن آزادانه زیبایی است.به نظرم صداقت قابل احترامی در آن هست.

(1)
در سایت (imdb) بخشی به نام گافها وجود دارد. در این بخش اشتباهات و سوتی های فیلم بیان می شود که به نوعی بسیار جالب و گاهی با نمک است. سوتی هایی که گاه از دید بیننده عادی به دور می ماند اما چشمهای تیزبین کارشناسان آن را شکار می کند: اشتباه درباره حقایق:
1- شعری که در جریان مسابقه به «کاوی سورداس»، شاعر قرن شانزدهم منتسب می شود در واقع اثر «گوپال سینگ نپالی» است.
2- مشخصاً فیلم برای بیننده غربی ساخته شده نه بیننده هندی چرا که نحوه نوشتن عددی ده میلیون برای هندی ها و غربیها متفاوت است، هندی ها همواره این رقم را «یک کرور» می خوانند و نه 10 میلیون.
3- در ابتدا زاغه ها کنار فرودگاه در حاشیه راه آهن هستند. اما وقتی سلیم و جمال بزرگ می شوند و جمال، سلیم را در کارگاه ساختمانی می بیند، سلیم به او می گوید که این آسمانخراشها درست برروی زاغه ها بنا شده. آیا ساختن آسمانخراش کنار فرودگاه ممکن است؟
اشتباه در ترتیب زمانی:
1- اگرچه ماجرای فیلم در تابستان 2006 می گذرد، ولی مسابقهٔ کریکت هند و آفریقای جنوبی که در فیلم نشان داده می شود سال 2007 برگزار شده.
2- در صحنه ای که جمال سعی می کند غذا بدزدد و از سقف قطار به داخل پنجره آن آویزان می شود، نوع پنجره ای که در فیلم دیده می شود در واقع تنها سال 2002، بعداز شورشهای گجرات در قطارهای هند نصب گردیده و ماجرای مذکور بسیار پیش ار این تاریخ است.
3- قطاری که سلیم و جمال مدتها بر روی آن زندگی می کنند کوپه هایی با رنگ آبی دارد در حالی که کوپه هایی با این رنگ مدتها بعد از این زمان در راه آهن هند به کار گرفته شد.
4- در صحنه ای که جمال و سلیم در تاج محل کاسبی می کنند، اسکناس 10 دلاری جدید در دست جمال دیده می شود، در حالی که این اسکناسها تازه از سال 2006 به بازار آمده.
تسلسل:
1- وقتی سلیم و جمال لاتیکا را در استودیوی رقص پیدا می کنند، او بدون حلقه در بینی و یکباره با حلقه در بینی دیده می شود.
2- در پاسگاه پلیس سلیم یک لیوان چای می نوشد و آن را روی میز جلوی خود می گذارد، اما در صحنه بعد لیوای چای پر شده روی میز دیده می شود!
ناهماهنگی در صدا و تصویر:
در صحنه ای که جاوید پارتی بر پا کرده آهنگی که در پس زمینه پخش می شود متعلق به فیلم "Don" است، در حالی که تصویر فیلمی که در تلویزیون آنها پخش می شود متعلق به فیلم "Yuva" است.
میکروفون در تصویر:
در صحنه ای که لاتیکا در اتاق می رقصد و جمال و سلیم برای نجات او می آیند، به دفعات میکروفون صدابرداری در آینه اتاق دیده می شود.
گافهای پیرنگ فیلم نامه:
1- وقتی مجری مسابقه از جمال می خواهد که سوال در مورد کتاب سه تفنگدار الکساندر دوما را بخواند، او می گوید که بی سواد است و مجری هم این موضوع را به تمسخر می کشد. اما در صحنه ای دیگر در شرکت مخابراتی محل کار جمال می بینیم که او به راحتی پشت کامپیوتر می نشیند و اسم سلیم را تایپ می کند و در بانک اطلاعاتی شرکت جستجو می کند.
2- مسابقه واقعی «کی می خواهد میلیونر شود؟» ضبط استودیویی می شود و چند روز بعد پخش می شود. در فیلم مسابقه پخش زنده می شود و این بدین معناست که بیینده تلویزیونی سوال را می بیند و قبل از تماس برنامه وقت زیادی دارد تا پاسخ را از منابع بیابد. همچنین در این مسابقه هرگز تلفن همراه به جهت احتمال خط ندادن و مشکلات شبکه ای وصل نمی شود. ...
سایر گافها و جزییات را می توانید در آی.ام.دی.بی بخوانید (البته به انگلیسی)
کامنت (نام پست را ذکر کنید
منبع: http://feedproxy.google.com/~r/mattati/~3/yL4RzXv9lI8/slumdog-millionaire-goofs.html
(2)
احتمالا این جمله رو شنیده باشین یا دیده باشین:
The quick brown fox jumps over the lazy dog
این یکی از کوتاهترین جملههاییه که تمام حروف انگلیسی توش هستن؛ به همین خاطر مثلا وقتی میخواین ظاهر یه فونت رو تو ویندوز ببینین، این جمله رو با اون فونت نشون میده. بعضیها فکر میکنن این کوتاهترین جملهس، ولی اینیکی کوتاهتر و جذابتره:
Pack my box with five dozen liquor jugs
به اینجور جملهها میگن Pangram.
http://aaab.blogspot.com/2009/03/blog-post_29.html
(3)
یک دانشمند استرالیایی موفق شده است راز کُرکهای درون ناف را کشف کند.
hendoone.com: جورج اشتاین هاوزر (Georg Steinhauser)، یک شیمیدان، بعد از سه سال تحقیق موفق به کشف نوعی از موی بدن شده است که ذرات سرگردان کرک را جمعآوری و به سوی ناف هدایت میکند.
دکتر اشتاین هاوزر، این کشف را پس از جمعآوری 503 تکه از کرک ناف خودش اعلام داشت.
تحلیلهای شیمیایی نشان داد که تکههای کرک فقط از نخ موجود در لباس تشکیل نشدهاند، بلکه رگههایی از پوست مرده، چربی، عرق و خاک نیز در آن مشاهده شد.
مشاهدات دکتر نشان داد که تکههای کوچکی از کرک ابتدا در موی بدن ساخته میشود و سپس در پایان روز به سوراخ ناف انتقال مییابد.
از بسياري چيزها نميشود فرار كرد. همانطور كه از نگاه مذكر به يك پديدهي مونث برجسته نميتوان حذر كرد. و يا همينطور از گفتن چيزهاي بيارزشي كه قطعا آدمي را از صدر به ذيل ميكشانند و يا انجام كارهايي كه پشيماني به بار ميآورند، يا رفتن به جاهايي كه بدنامي و رسوايي. تمام اين چيزها، مثل تكه سيمي ميمانند كه به دست كسي(نميدانيم چطور كسي) وارد پريز ميشود با اين توجيه كه ببينيم چه ميشود. احساس ميكنم تمام ما آدمها كيميادوستاني هستيم كه از آزمايش و امتحان روگرداني ندارند و نه سيري. توقع زيادي است اگر فكر كنيم وقتي سر محترم آزماينده ميخورد به جايي، دست از سلسله ازمايشاتش بردارد و يا از اين لذت مازوخيستي كه ميبرد از تخريب خود و تخريب ديگران و تخريب چيزها. نميدانم چرا هيچوقت سيمي كه فرو كردهايم داخل پريز، طلا نميشود. بلكه همو پرتمان ميكند به سمتي.
http://mosior.blogfa.com/post-352.aspx
برگزاري کنسرت وودي آلن در آلمان
وودي آلن کارگردان و بازيگر 73 ساله امريکايي در شهر درسدن آلمان کنسرت جاز داد و قرار است در شهرهاي پراگ، فلورانس و آمستردام نيز بنوازد. وودي آلن در اين کنسرت که گروه موسيقي جاز اورلئان آن را در قالب يک تور برگزار کرده بود شرکت کرد و کلارينت زد. خبرگزاري آلمان گزارش داده اين کنسرت جمعه شب 29 آذر برگزار شده و به اندازه تماشاي يک فيلم سينمايي نيز طول کشيده است. وودي آلن از دوستداران موسيقي جاز به شمار مي رود که از نوجواني کلارينت مي زده است. او سال ها است که همراه با گروهي از دوستانش هر دوشنبه شب در هتلي در نيويورک جاز ديکسي لند مي نوازد. وودي آلن که چندين بار برنده جايزه اسکار بوده حتي يک بار براي گرفتن اين جايزه به هاليوود نمي رود، چرا که مراسم اسکار با برنامه نوازندگي دوشنبه شب هاي او همزمان بوده است. در کنسرت جمعه شبي که در شهر درسدن آلمان برگزار شده بود بيش از يک هزار نفر شرکت کرده بودند. 28 دسامبر اين تور موسيقي جاز به ورشو مي رود و پس از آن نيز تا دوم ژانويه در اسپانيا برنامه اجرا مي کند. وودي آلن تاکنون 30 فيلم را نويسندگي و کارگرداني کرده و 18 بار نيز در بخش هاي مختلف نامزد جايزه اسکار بوده است.
http://www.etemaad.ir/Released/87-10-02/151.htm

1
دلم را دوزخي سازد دو چشمم را كند جيحون
چه خوش گفت آن مرد اين شعر را به ياران
دوزخي باشد آنكه طمع دارد كمال روزگاران
اي مرد كمال اين جهاني خيالي باطل است
سودايي آن، حال خوب وسعادت را قاتل است
مي تواني چند صباحي در اين راه قدم برداري
جان دهي و در فراقش يك دو چندي به دست آري
مي تواني عمر را در غمش پاك بازي كني
پاك آن را ببازي و در غم اين جان بازي كني
مي تواني هر روز به دست آري ارزني ز اين دريا
ز باقيش ارزني كم كني ،بيافزايي هزاران سودا
من كه گويم آن به كه روح ز ديد زيبايي پر كني
حال خود را با جمال زيبارويي خوش كني
اين جهان واين عمر همه به يك دم ببازي
رو به سوي آن خوب روي پر عتاب بتازي
....
(خواننده:همای)
كاش دلم اين همه عاشق نبود
كاش صنم اين همه فارغ نبود
كاش غمم دمي مجالي مي داد
كاش غمم اين همه حاضر نبود
كاش زمين بيش از اينها كوچك بود
كاش دوريش اين همه حادث نبود
كاش مذهب دلبر و من يكي بود
كاش دلبرم اين همه كافر نبود
خب دیروز اینها رو نوشتم و الان که خواستم بقیه اش رو بنویسم حسم رفته بود.پایان باز رو براش در نظر می گیریم!هر جور دوست داشتید تمومش کنید!
برنامه در تاريخ ۰۴/۰۴/۱۳۸۸ ساعت ۷:۲۰ اصلاح شد
سوالات متداول:
۱.براي استفاده از برنامه بايد Excel نسخه ۲۰۰۳ به بعد داشته باشيد.
۲.براي استفاده از برنامه بايد از منوي tools->Macro->Securiy->Low را انتخاب كنيد.محيط اكسل را ببنديد ودوباره باز كنيد.
هشت ماه پيش با روشي براي به ياد سپاري لغات انگليسي در فرهنگ لغت رايانه اي نارسيس آشنا شدم كه به نظرم جالب ومفيد رسيد وبه خاطر محدوديتهايي كه آن برنامه داشت تصميم گرفتم خودم يك نسخه از برنامه پياده سازي كننده آن روش را تهيه كنم.در اين هشت ماه از اين برنامه كه در قالب يك فايل excel مي باشد استفاده كردم واشكالاتش را رفع كردم.حالا كه مدتي است اشكالي در آن نديده ام خوشحال مي شوم براي شما هم مفيد باشد واگر اشكال يا پيشنهادي براي بهبود آن داشتيد مطرح كنيد.طبيعتا اين فايل را مي توان براي به خاطر سپردن هر چيزي استفاده كرد،خصوصا اينكه همه امكانات Excel هم در خدمت آن است.منتظر نظرات شما براي بهبود ر وفع اشكالات آن هستم.
اين برنامه با بهره گيري از اصول روانشناسي به نحوي طراحي شده که بدون نياز به تکرارهاي غير لازم و اتلاف وقت و در محيطي جذاب لغات را به حافظه دائم شما منتقل ميکند به طوري که مي توانيد مطمئن باشيد آنها را هرگز فراموش نخواهيد کرد. خلاصه اي از تکنيکهاي استفاده شده به اين شرح است :
اساس علمي(1):
- منحني فراموشي ابينگ هاوس : طبق اين منحني امکان فراموشي آنچه ياد گرفته شده در روز اول 40% تا 45% بوده و به مرور از آن کاسته ميشود . بنابراين اگر مطلب فراگيري شده در فاصله يک روز مرور شود عملا 40% از امکان فراموشي آن کم خواهدشد. بطور خلاصه برنامه به نحوي واژه ها را برايتان مرور خواهد کردکه آموخته هايتان در مرحله اي که خطر فراموشي وجود دارد قرار نگيرند.
- پاداشهاي فوري اسکينر : بر اساس تحقيقات انجام شده هرگاه يک رفتار بلافاصله پاداش داده شود آن رفتار تشديد ميشود .برنامه با در نظر گرفتن اين مسئله نتيجه هر تست را بلافاصله برايتان مشخص ميکند .
- تداعي شنيداري : تجربه نشان داده است براي بخاطر سپردن مطلبي هرچه از احساساهاي بيشتري استفاده کنيم، فراگيري آن سريعتر و عميقتر خواهد بود .با توجه به اين نکته برنامه علاوه بر نمايش لغت تلفظ آن را نيز پخش ميکند تا از دو حس ديدن وشنيدن به صورت همزمان استفاده کرده و بهره بيشتري از وقت ببريم .
- قانون همه چيز يا هيچ چيز گاترين : طبق تحقيقات اگر چيزي فراموش شده است حتما در حافظه کوتاه مدت قرار داشته است يعني نمي توان چيزي را در حافظه دائم داشت و درعين حال آن را فراموش کرد.به همين منظور ، هر وقت دريادآوري واژه اي دچار مشکل شويد ، برنامه آن را کلا از رديف حافظه ماندگار شما خارج ميکند .بدين ترتيب به جاي اينکه واژه اي را تقريبا بدانيم ،تا کاملا مفهوم آن را در خاطر نداشته باشيم ، برنامه آن واژه را جزو حافظه دائم شما محسوب نکرده وبه پرسيدن آن ادامه خواهد داد.
(1)اين توضيحات از فرهنگ لغت رايانه اي نارسيس برداشته شده است.با سلام به روح پر فتوح حق تاليف در ايران.
روش استفاده :
لغات خود را در صفحه Words وارد کنید.سپس با رفتن به صفحه آزمون مي توانيد آزمون را برگذار كنيد.در هر روز مي توانيد يك بار آزمون را برگذار كنيد.
براي هر كلمه بر اساس اينكه جواب را مي دانيد يا نه به جاي كلمه انگليسي حرف معادل نادرست (X)و يا معادل درست(Y) يا شماره گزينه درست را بگذاريد.در پایان محاسبات لازم برای آزمون بعد انجام خواهد شد.
حداکثر لغات جديد در روز : علاوه بر تکرار لغات قبلي در زمان مناسب ، هرروز برنامه شما را با واژههاي جديدي آشنا ميکند. تعداد اين واژه ها را ميتوانيد تعيين کنيد.
Reset Lightner:اين گزينه كليه آزمونهاي برگذار شده را پاك مي كند وهمه چيز به حالت اوليه باز مي گردد.
فعال سازی تلفظ:از امکان تلفظ خود محیط اکسل استفاده می کند.اگر این امکان را نصب نکرده اید آن را نصب کنید.
پي نوشت(ویرایش اول):براي سوختن عده خاصي از دوستان خوب بگويم كه با همين روش حدود ۳۰۰۰ لغت انگليسي را ياد گرفته ام وبراي سوختن عده ديگري از دوستان بگويم كه عمرا هم اين لغات را فراموش كنم مثل خود همين دوستان كه فراموش نشدني هستند و بسيار دوستشان دارم وبرايم عزيز ومحترم هستند.