خشم جنسي،سرخوردگي جنسي
دايره اي ديگر از دايره هاي تلخ اجتماع ما
امير عسكري
چند روز پيش با دوستي-خانمي جوان ومجرد-حرف مي زديم.سوالاتي از من پرسيد وموضوعاتي را مطرح كرد و من آنچه به ذهنم آمد را گفتم.پيشنهاد كرد همان چيزهايي را كه گفته ام مكتوب كنم.اين بهانه اي شد تا بيشتر فكر كنم و كمي طولاني تر ودامنه دار تر شد:
شما هم به عنوان يك خانم-خصوصا خانم جوان- فكر مي كنيد كه مردها فقط به دنبال ارضا جنسي هستند؟از اين ويژگي آنها متنفر هستيد؟شما به عنوان يك مرد جوان حس مي كنيد نياز جنسي داريد ولي مجبوريد آن را از طرف مقابلتان مخفي كنيد زيرا ممكن است باعث تيرگي روابط شما شود؟
فكر مي كنم اين روزها در جامعه ما آدمهايي كه نام بردم زيادند.داستان اين است كه در جامعه اي كه مشكلات مختلف سن ازدواج را بالا برده است،آشنايي با بهترين كيفيتهاي رابطه و داشتن تصاويري از آنها كه از طريق رسانه ها به دست مي آيد،قائل شدن فرصت اينكه رابطه هاي مطلوب خود را داشته باشيم ،همه وهمه دست به دست هم داده است كه هر دو جنس مطلوبهاي خود را جستجو كنند واين يك تجربه جديد در جامعه ما است.زنها منتظر مردهايي هستند كه با احساسات وعواطف آنها همراه شوند،به نيازهاي آنها احترام بگذارند و همراه مهربان آنها باشند.مردهاي جامعه ما از طريق وسائل ارتباطي مختلف با جهان امروز ارتباط برقرار مي كنند.جهاني كه امروزه به نياز جنسي اهميت فراواني مي دهد،رسانه ها پر از تحريك كننده هاي جنسي هستند،جهان اول مردها را كاملا ارضا شده و كامياب در اين زمينه نشان مي دهد،همه و همه باعث تشديد خواست جنسي مرد مي شود.در اين ميان تابوهاي اجتماعي و اعتقادي اين مسئله را پيچيده تر مي كند.امروز جامعه ما درگير دردها و زخمهاي عميقي است كه از اين موضوع ريشه مي گيرند.كافي است فكر كنيد كه غريزه جنسي يكي از معدود غريزه هاي اوليه است.وشايد قوي ترين آنها.از اين منظر زياد سخت نيست كه حدس بزنيد ناكامي وكجروي درآن چه نتايج عميق وگسترده اي در پي دارد.
اما منظور از خشم جنسي در مورد زنان نگاهی است که بعضی از زنها به درخواست جنسی از سوی مرد دارند.اين دسته از زنان در مقابل نمودهاي نياز جنسي مردان دچار نفرت و خشم مي شوند.از سوي ديگر مرداني هم هستند كه با ديدن واكنشهاي تدافعي و گريزان زنان نسبت به اين نياز خود نسبت به زن و گاهي به اين نياز خود دچار خشم و نفرت مي شوند.همين حس است كه گاه سبب بزهكاري ها و جنايتهاي باور نكردني مي شود.اما در دسته ديگري از افراد اين جامعه اتفاق ديگري مي افتد.بعضي از زنان كه خود نيز نياز بيشتر جنسي در خود مي بينند با طرز برخوردي كه از سوي مردان مي بينند دچار سرخوردگي مي شوند.جامعه ما آموزش درستي در مورد نزديكي درست نديده است و حتي نگاه و جرات پيگري واصلاح رفتارهاي جنسي در زن ومرد آن وجود ندارد.اين موضوع اغلب باعث مي شود يكي از طرفين-اغلب خانمها-حس كند علي رغم ميل اوليه اي كه به اين موضوع داشته مورد سوء استفاده طرف مقابل قرار گرفته است و اين موضوع ميل او را مي خشكاند وتبديل به سرخوردگي پنهان و آشكار مي كند.اين پديده هم ريشه بسياري از كجروي هاي جنسي مي باشد.اما در رابطه با مردان،دسته اي هستند كه با ديدن نگاه و برخورد منفي جامعه با اين نياز،به دليل ويژگي هاي شخصيتي خود اين ميل را در خود سركوب مي كنند و نسبت به خود و حسي كه در خود دارند احساس شرمساري مي كنند.آنچه گفته شد بسيار خلاصه وكلي بود.پشت و در حاشيه اين پديده ها نكات بسياري وجود دارد كه فرصت گفتن همه آنها نيست.
اين حرف كه مرد در رابطه پارتنري خود-اعم از ازدواج يا دوست دختر- به دنبال رابطه جنسي است يك حقيقت درست است وكتمان آن در واقع كتمان غريزه مردانه است.اما نكته اساسي كه بسياري از ما،افراد اين جامعه، به آن توجه نكرده ايم اين است كه اين حقيقت هيچ اشكالي ندارد واتفاقا خيلي هم به حال اين رابطه مفيد است.چطور؟يك لحظه همه آشفتگي هاي ذهني خود را كنار بگذاريد ومنطق ودرك خود را فعال كنيد.واقعيت اين است كه ما در كشش به جنس مخالف بر اساس غريزه خود عمل مي كنيم.متاسفانه بسياري از ما-چه زن وچه مرد- اين حقيقت را فراموش كرده اند.اين بدين معني است كه اين تلاشي براي ايجاد يك رابطه انساني-افلاطوني نيست بلكه دقيقا يك تلاش براي ارضا غريزه است،بنابراين بايد بر اساس قواعد غريزي آن را درك كرد و در آن وارد شد.من به شما مي گويم اگر دنبال يك دوست خوب هستيد،اگر به دنبال يك رابطه عاطفي انساني بدون چشم داشت جنسي هستيد چه لزومي دارد اين رابطه با جنس مخالف باشد،چرا تمام دوستاني كه تا كنون داشته ايد-فارغ از جنيست-اين نقش را در مقابل شما نداشته اند،چرا به يك پارتنر از جنس مخالف فكر مي كنيد و مدام از اينكه آنطوري كه شما مي خواهيد نيست رنج مي كشيد؟من به شما مي گويم كه شما در واقع به دنبال غريزه خود اين حركت را مي كنيد اما نكته اي كه به آن توجه نمي كنيد اين است كه معني غريزه در وجود يك زن نوازش و توجه عاطفي-كه اغلب به توجه روحي معني مي شود - مي باشد اما در وجود يك مرد غريزه دقيقا به معناي تماس جسمي وهمراه با شهوت است.جايي ديدم كه مي گفت وقتي عشق در مردها ايجاد مي شود بعد از آن ميل جنسي بوجود مي آيد اما از نگاه من اگر يك رابطه بر اساس غريزه باشد اين دو دقيقا همزمان هستند همانطور كه براي زنها نزديكي و وابستگي و تكيه عاطفي به مرد خود همزمان با عشق غريزي مي باشد.در واقع چيزي كه در درجه اول اهميت قرار دارد اين است كه شما ابتدا متوجه شويد كه به دنبال غريزه خود هستيد و كشش به جنس مخالف داريد يا فقط يك دوست-فارغ از جنسيت- مي خواهيد اگر پاسخ صادقانه شما غريزه است به عنوان يك زن هيچ ناراحتي نخواهيد داشت از اينكه يك مرد سالم كنار شما قرار دارد.در واقع اگر بتوانيد اين نگاه خود را كه متاسفانه در طول تاريخ با قبحِ اعتقاديِ ميل جنسي عميق تر هم شده است اصلاح كنيد در آنصورت از اينكه مردي داريد كه به شما با ميل جنسي نگاه مي كند و از ديدن شما هيجان جنسي اش تحريك مي شود لذت خواهيد برد. و به همان صورت به عنوان يك مرد از داشتن زني كه عاطفه و ظرافت زنانه خوبي دارد و احساسات عاطفي سرشاري دارد لذت مي بريد و از اينكه ميل و كشش جسمي بالايي به پارتنر خود داريد احساس افتخار مي كنيد.از نگاه ديگر و با تفسيري ديگر در واقع احساسات وعواطف رابطه در يك ارتباط بر اساس غريزه در زن و مرد تبلور هاي متفاوتي دارد.يك زن ميل غريزي خود را در يك رابطه با شيوه هاي زنانه خود ارائه مي دهد و براي يك مرد نيز تبلور يك رابطه غريزي سالم در ميل جنسي به شريك خود تبلور پيدا مي كند.واضح است كه اگر مردي در چنين ارتباطي چنين تبلوري نداشته باشد مسلما داراي مشكل است.يا حقيقتا قوه مردانگي او ضعيف است و داراي ويژگي هاي رواني غير طبيعي است ويا اينكه براي شما ادا در مي آورد و مخفي كاري مي كند.از نگاه انسان شناسانه اهداف زن ومرد هيچ كدام از ديگري بهتر وبالاتر نيست.گاه ميبينم كه زنان مي گويند خواست آنها اخلاقي وانساني است ولي هدف مرد اينطور نيست.اين نگاه باز هم از نظرگاه تفسير اشتباه نشات مي گيرد.از نگاه درك رابطه انساني هيچ كدام بالاتر از ديگري نيستند.هر دو بخشي از وجود انسان هستند.آن تفسيري كه در ذهن اغلب ما هم هست در واقع از ديدگاه اعتقادي-به عنوان مثال مذهبي-است كه موضوع بحث ما نيست.دوست دارم باز هم تاكيد مي كنم كه اگر دنبال يك رابطه فارغ از غريزه وكاملا انساني هستيد چه لزومي دارد كه اين آدم از جنس مخالف شما باشد و اگر حس مي كنيد به يك جنس مخالف تمايل داريد-يعني ارضا غريزه-پس چرا از تمام ويژگي هاي آن لذت نمي بريد؟من به شما مي گويم دليل آن اين است كه در اعماق ذهن شما حك كرده اند كه نگاه جنسي يك عمل زشت و پست و حيواني مي باشد كه وقتي اين نگاه به طرف شما باشد حس مي كنيد به شما توهين مي شود و بنابراين از آن شخص،نگاه او و در نهايت از خود متنفر خواهيد شد.مسلما سخت است ولي بايد عميقا ايمان بياوريد لذت بردن از يك پارتنر لذت بردن از وجود داشتن و قدرت تمام ويژگي هاي غريزي است كه در وجود او نمود پيدا مي كند.شما در واقع بايد وقتي ناراحت باشيد كه طرف شما ويژگي هاي جنس خود را نداشته باشد.همه داستان اين است كه سلامت نگاه ما به اين نوع رابطه زير تمام تابوهاي اجتماعي اعتقادي كج شده ما مدفون شده است و امروزه براي تمام ما چيزي جز حس گناه،سو تفاهم،كج فهمي و خواست غير طبيعي از يك رابطه طبيعي نمانده است.
اما نكته دومي كه باز هم بسيار اهميت دارد و متاسفانه اغلب آدمهاي اين جامعه هرگز فرصت رسيدن به آن را پيدا نمي كنند نتايج عاطفي يك رابطه جنسي-دقيقا ارتباط دو جسم- است.نكته اين است كه در مردها پشت يك نزديكي جسمي ارضا كننده دريايي از عواطف نهفته است كه اغلب اوقات در جامعه ما با كژي هايي كه در نگاه به اين رابطه وجود دارد فرصت نمود پيدا نمي كند.در واقع وقتي يك رابطه جسمي با خيال راحت و رواني سالم انجام شود مقدار بسيار زيادي ار نيروي عاطفي را در مرد به سوي زن آزاد مي كند.در واقع اتفاق جالبي كه مي افتد اين است كه اگر اين نزديكي در يك حريم امن رواني اتفاق بيافتد به طرز عجيبي در مرد عشق ايجاد مي كند.اينكه چطور اين اتفاق مي افتد و دلائل آن خود مجالي جداگانه مي خواهد و شاهدهاي فراواني هم بر آن وجود دارد.و نكته جالب تر اينجاست كه بر خلاف تصور بسياري هدف اين نيروهاي عاطفي واحساس عشق فقط بر روي ميل جنسي يا جسم زن هم نمي ماند وتمام وجود و جنبه هاي او را در بر مي گيرد.در واقع اين نيرويي كه در مردها از طريق كاميابي آزاد مي شود خود يكي از ابزار هاي تقويت گسترده احساس آرامش،عشق و پايداري رابطه است كه از غريزه نشاءت مي گيرد.از طرف ديگر در مورد زنها نيز به طريقي ديگر موضوع مطرح است.اگر زني دچار كج روي هاي رواني- كه عوامل و ريشه هاي مختلفي دارد- در مورد اين رابطه نباشد داشتن رابطه جنسي با يك مرد نقش تعيين كننده اي در تنظيم مزاج رواني و حس اعتماد به نفس او دارد.يك زن پس از يك رابطه جنسي خوب به آرامش رواني مي رسد و در اعماق روان خود جوابي براي تمام توجه عاطفي كه به پارتنر خود دارد مي يابد واين امر در او احساس آرامش ايجاد مي كند.اين نيز از كاركردهاي بسيار جالب رابطه جنسي در روان زن مي باشد.
هدف از اين گفتار كوتاه نگاهي بسيار كوتاه و گذرا به ريشه هاي پديده خشم وسرخوردگي جنسي و ذكر نكاتي در جهت تغيير نگاه به اين ريشه هاي اين پديده بود.هدف، ارائه يك مقاله علمي نبود و مسلما قواعد آن رعايت نشده است و در حقيقت در چهارچوب موضوع فوق هر چه به ذهنم آمد نوشتم.حتما توجه داريد كه ايده هايي كه مطرح شد لزوما كاملا درست نمي باشند ودر واقع غرض اول از بيان آنها به محك گذاشتن اين افكار، ديدگاهها و نگاهها است.
http://www.kochehayebonbast.blogfa.com