واضح است وبلاگ خود یک ابزار زاده فن آوری برای ارائه اطلاعات است.از این دیدگاه وبلاگ را نمی توان زیاد از انواع دیگر ابزارها تمیز داد.اما اگر وبلاگ نویسی را محدود کنیم به "نوشتن به نحوی که در یک وبلاگ خوانده شود" می توانیم به بررسی ویژگی ها و فرصت ها و خطرات آن به عنوان یک نوع ارائه ادبی و بعد از آن یک سبک ادبی بپردازیم.نکته جالب اینجاست که اگر دقت کرده باشید همانطور که بسیاری از وبلاگها به دلائل مختلف مورد توجه ما به عنوان وبلاگ نویسی نیستند گاهی مطالب یک سایت را وبلاگ نویسی به حساب می آوریم و فکر می کنم اگر روزی نوشته های یک وبلاگ مثلا کتاب شود هویت خود را نمی بازد و می توان وبلاگ نویسی بودن آن را شناسایی کرد.اما در مورد وبلاگ به عنوان یک نوع ادبی،ویژگی ها و حواشی آن نکات زیر را می توان برشمرد:
1.مخاطب محور بودن
وبلاگ نویسی اغلب امتیاز خود را -و فکر می کنم بیشترین شکل پذیری خود را- از مخاطبهایش پیدا می کند.در واقع وبلاگ یک ابزار مخاطب محور است.برعکس مثلا کتاب به عنوان نوعی از ارائه مطلب و نوشتن فلسفی به عنوان سبکی از نوشتن که به مخاطب نظر کمتری دارند. این امر باعث می شود تنظیم مطلب و گاه انتخاب موضوع وشکل ارائه موضوع تحت تاثیر این پارامتر قرار بگیرد.این تاثیر به خودی خود می تواند برای نویسنده شکل فرصت یا تهدید پیدا کند.از این لحاظ که چیزی می نویسم که خواننده دنبال خواندن آن است و بنابراین خوانده می شود و تاثیر می گذارد فرصت است واز این لحاظ که گاه به عنوان اهرم فروکاهنده محتوا عمل می کند و ما را وا می دارد که چیزی بنویسم که خوانده شود وبنابراین عمق نوشته را فدای وسعت مخاطب آن می کند.
2.ارتباط بی واسطه
یکی از اولین دلائل وبلاگنویسان برای انتخاب این رسانه بی واسطه بودن ارتباط بین نویسنده و خواننده است.این اتفاق باعث می شود نقش ویرایشگران میانی-چه به لحاظ فرم وچه به لحاظ محتوا- حذف شود.از نظر فرم این موضوع باعث شده است پویایی و تغییرات زبان یکی از بهترین ابزارهای نمود و نمایش خود را پیدا کند و زبان از طریق حرکت عمومی در سطح گسترده تری از طبقات فرهنگی-اجتماعی جامعه زایایی داشته باشد.این موضوع خطر آن را دارد که زبان از حرکت درست خود باز ماند گرچه بعضی معتقدند نمی توان جلوی حرکت طبیعی زبان را گرفت وهر تلاش خارج از اندازه ای برای این منظور نه تنها سودی ندارد بلکه زبان را دارای دو دستگی زبان مورد استفاده و زبان فاخر و فرهیخته می کند که از هم بیگانگی دارند.به نظر می رسد وبلاگنویسی فرصت زایایی بسیار قابل توجهی در زبان را فراهم می کند که نمی توان تاثیر آن را منکر شد.از لحاظ ویرایش محتوا فرایند وبلاگ نویسی با طبیعتی که دارد ارتباط مستقیمی بین خواننده ونویسنده اش فراهم می کند که این موضوع فرصت بالا آمدن عرصه گسترده تری از جهت گیری های فکری جامعه در طبقات مختلف را فراهم می کند و فرایند خواندن ونوشتن را تا حد بسیاری از مصلحت اندیشی های فرهیخته زدگی رها می کند.
3.پروسه کوتاه تولید فکر و محتوا
اتفاق طبیعی دیگری که در فرایند وبلاگ نویسی رخ می دهد فاصله کوتاه بین تولید فکر ومتن و مصرف آن توسط خواننده است.این موضوع این عیب را دارد که فرصت ته نشین شدن موجهای فکری جامعه را نمی دهد.این موضوع احتمالا به ناپایدار بودن و گذرایی متون وبلاگنویسی می انجامد.گرچه همین موضوع از دیدگاه دیگر می تواند کمک بزرگی به فرایند تولید ادبی و فکری در همه انواع باشد.همانطور که علوم مختلف در فرایند تولید خود بار را از دوش نابغه های خود برداشته اند وبه مشارکت وتولید مشارکتی روی آورده اند در تولید ادبی فکری نیز امروز وبلاگ بستر مناسبی برای این نوع تولید هستند.امروزه هر کسی می تواند ایده های خود را در قالب وبلاگنویسی ارائه دهد و این فرصت وجود دارد برای دادن آثار بزرگتر ادبی وفکری پا بر دوش سطح بزرگتری از افکار عمومی گذاشت و از آنها عبور کرد وچیز بزرگتر وفراگیرتری تولید کرد.
4.خوانندگان سطحی
سطحی خوان بودن اغلب خوانندگان وبلاگ ،شمشیر دو لبه وبلاگنویسی است.البته سطحی خوان بودن به این معنی نیست که لزوما انسانهای سطحی بین و سطحی اندیشی هم هستند بلکه نفس وب خوانی به طور گسترده انسان را به این سمت می برد. از یک سو تولیدات جدی و عمیق در زمینه وبلاگنویسی گاه قربانی اینطور خواندن وبلاگ می شود و از سوی دیگر وبلاگنویسان همیشه این مرز را حس میکنند و وسوسه اینکه جوری بنویسند که خواننده خود را از دست ندهند وجود دارد.در این میان توجیهه "ساده نویسی برای همگانی نوشتن" هم توجیهه مناسبی نیست.اغلب در اینگونه نوشتن محتوا عمق خود را می بازد و فکر در نطفه خفه می شود وبه قول شایگان دچار نوعی تفکر فروکاهنده در ارائه محتوا می شویم.
5.به رسمت شناخته نشدن
امروزه کمتر کسی است که وبلاگنویسی را به عنوان یک فعالیت جدی در تولید ادبی به رسمیت بشناسد.این موضوع سبب می شود اغلب کسانی که در این زمینه توان فعالیت دارند به فکر تولید در عرصه های سنتی تولید ادبی باشند و اغلب اوقات وبلاگ نویسی در حد یادداشت نویسی روزانه-که البته آن هم نوعی وبلاگنویسی است به هرحال- تنزل پیدا می کند.کسی تا کنون وبلاگنوشته های خود را به طور گسترده در اختیار مخاطب خارج از اینترنت قرار نداده است.اگر بپذیریم اینطور نوشتن فارغ از محلی که ارائه می شود یک نوع نوشتن و تنظیم مطلب است باید به آن فرصت داد که به طور گسترده تر ارائه شود و چنین تولیدات با تعاریف مشخص خود جز سابقه تولید نویسندگان آن به شمار آید.