تبليغاتX
F کوچه بن بست يادداشتهاي امير عسكري - میلیونر شدن زاغه نشین ها از طریق دیده شدن

شاید اولین چیزی که با دیدن فیلم به ذهن آدم آید فیلم هندی بودن آن است با همه آن مختصات دراماتیک و قهرمان پرورانه فیلم،با کمی چاشنی واقع گرایی در ارائه تصویرهای اجتماعی.داستان فیلم ،داستان پسری است که به سختی بزرگ شده و حالا برای به دست آوردن عشقش در یک مسابقه تلوزیونی شرکت می کند تا میلیونر برنده آن باشد.خیلی حکایت سختی نیست گرچه واقع گرایانه هم نیست و بیشتر شبیه یک رویاست.

نکته جالب برای من ارائه فیلم در دل یک نمایش است،نمایش تلویزیونی.آیا دلیلی برای اینگونه ارائه شدن وجود دارد؟بیایید به ریشه ها برویم!همه می دانیم جهان امروز جهان ارتباطات است.امروز پنجره های بزرگی از امکان برقراری ارتباط برای مردم جهان باز شده است.هیچ کس دوست ندارد با وجود امکان چشم گشودن به چنین پنجره های بزرگی پشت این پنجره ها، تاریکی ببیند.امروز ما شفاف ترین تصویرها را از کشورهای جهان اولی دریافت می کنیم.سیاستمداران برای مردم با شفافیت حرف می زنند.دوربین ها برایمان جزیی ترین رفتارهای هنرمندان، ورزشکاران و هر که را که ما بخواهیم نمایش می دهند.برنامه های پخش زنده جذابیت خاص دارند.از آن طرف کشورهایی که در سیاست شفافیت ندارند، خطرناک هستند.کشورهایی که تصویر روشنی از آنها در رسانه ها نمی آید به حاشیه می روند.حالا راه ورود به چنین جهان تصویری چیست؟ملیونر زاغه نشین به ما می گوید:با شجاعت تمام در نمایشی که شما را زیر نگاه همه  قرار می دهد شرکت کنید و اجازه رشد پیدا کنید.امروز دیده شدن قدرتمند شدن است،ثروتمند شدن است.یادمان هست که آنجلینا جولی برای چاپ یک عکس همراه نوزادش روی جلد یک مجله چهار میلیون دلار گرفت.جالب اینجاست که وقتی شما زیر نگاه  مستقیم دیگران باشید امنیت هم دارید جوری که حتی خود صاحبان قدرت هم در مقابل شما خلع سلاح می شوند،همانطور که در نهایت مجری و صاحب مسابقه در مقابل جمال خلع سلاح بود.آیا جمال متوجه این قدرت شده بود؟بلی او متوجه بود.او متوجه بود که زیر بار نگاه دیگران چیزی از مجری برنامه کم ندارد،به اندازه او قدرتمند است و به خود جرات می داد با او بازی کند.و اینکه یادمان باشد اسم او جمال بود.

شاید حرفهای دیگری هم بودند:
1.چرا دانش جمال از حادثه های زندگی اش بودند نه از گوشه نشینی و دانش آموزی؟این یعنی اینکه تجربه کردن و دیدن دایره بزرگتری از دانایی و وجود داشتن را ایجاد می کند؟
2.چرا جمال به گرفتن نیمی از خیلی پول راضی نمی شود و با خنده ای معنی دار سوال بعدی را درخواست می کند؟آیا او می داند که فرایند دیده شدن را نمی شود در نیمه راه متوقف کرد؟
3.چرا جمال دفعه دوم که روی صحنه می رود از بدرفتاری هایی که با او شده حرفی نمی زند؟آیا او فهمیده است که در جهان ارتباطات تصاویر دارای اصالت هستند و کسی که در پی مخدوش کردن تصاویر باشد خود را خراب کرده است؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط امير عسكري | <>
داغ کن - کلوب دات کام