1.دو فرزند تو -که بزرگ خاندانی-به دلیلی(که برای هر دو بسیار مهم است) با هم به دعوا افتاده اند.تو -که بزرگ خاندانی-می گویی از فردا هیچ کس با هیچ کس دعوا نکند،اگر کرد و بچه ای این وسط کشته شد مسئولیتش با خودتان است!و در آخر اضافه می کنی که خودت بچه کوچکترت را بیشتر دوست داری و "البته به او نزدیک تری"!
2.توی کشور استکبار جهان خوار رئیس جمهور کشور را به خاطر دروغ گویی به دادگاه می کشند و او و گروهش را بیچاره می کند و در مملکت امام زمان فردای دروغ گویی و افترا(که شنیده ام از بزرگترین گناهان است) صدایش می زند و می گوید کار بدی کردی.فردایش دوباره تکرار می کند و پس فردایش می گوید "البته به او نزدیک تر است"!
3.از اینکه آنهایی که آن پایین نشسته اند هر دو دقیقه حرفهایم را با شعاری -که از خود جمله ای که گفته ام طولانی تر است- تایید می کنند خسته می شوم و ناگهان با کلافگی می گویم :"گوش کن!"(انگار که با بچه های ابلهم حرف می زنم) و تا آخر سخنرانی ام دیگر هیچ کس آن شعار را تکرار نمی کند!آیا این نشانه خوبی است یا نشانه بد؟آیا همچین طرفدارانی به سود من هستند یا به ضررم؟آیا اصلا به این چیزها فکر می کنم؟وسط حرفهایم گفتم:"البته به او نزدیک ترم" آیا او و دایره کوچکش مرا در برابر دایره بزرگ مخالفانش یاری خواهد کرد؟