امروز با دوستم حرف از این بود که بعضی از چیزها را ما می دانیم ولی خیلی وقتها آنها را فراموش می کنیم و جوری عمل می کنیم انگار که آنها را نمی دانیم.

1.چیزی که من تازگی ها فراموش نمی کنم:من یک موجود خیلی کوچولو،خیلی خیلی کوچولو و معمولی در هستی هستم که فرصت کوچکی برای زیستن دارد.با بودن من هیچ اتفاق خاصی در هستی نیافتاده و نخواهد افتاد.

2.چیزی که مدام فراموش می کنم:اهداف،رویاها،آرزوها و دست آوردها همه در خدمت یک چیز معنی دارند،همه در یک قالب می توانند معنی داشته باشند.اینکه مرا در مدت کوتاهی که هستم راضی کنند.مهم ترین چیز این است که من از لحظه هایم راضی باشم و لذت ببرم.همان کاری را کنم که دوست دارم.مسابقه ای وجود ندارد.اینجا مسیر یک مسابقه دو نیست که در طول خط و در نقطه پایان خط عده ای مشغول تشویق کردن ما باشند.فقط خود ما هستیم با لحظه هایی که می گذرند.طمع ابلهانه است.